بازار قطعات خودروهای ام وی ام طی سالهای اخیر به یکی از پرگردشترین بخشهای بازار لوازم یدکی تبدیل شده است. تنوع مدلها، تیراژ نسبتاً بالا و وابستگی گسترده به واردات باعث شده این بازار هم فرصتهای اقتصادی ایجاد کند و هم ریسکهای جدی به همراه داشته باشد. آنچه امروز بسیاری از مالکان این خودروها تجربه میکنند، فقط افزایش قیمت نیست؛ بلکه بیثباتی در موجودی و تفاوت شدید قیمت بین فروشندگان مختلف است.
این نوسان و عدم شفافیت، تصادفی نیست. ریشه آن در ساختار واردات، مدل توزیع و فشار نقدینگی شبکه فروش نهفته است.
وابستگی وارداتی؛ نقطه شروع تمام نوسانات
بیش از 75 تا 85 درصد قطعات مدلهای مختلف MVM وابسته به واردات از چین است. حتی قطعاتی که در ظاهر داخلیسازی شدهاند، معمولاً مواد اولیه یا بخشی از فرآیند تولیدشان به واردات وابسته است. این یعنی:
-
نرخ ارز مستقیماً روی قیمت قطعه اثر میگذارد
-
هر محدودیت ثبت سفارش، بازار را دچار کمبود میکند
-
زمان تأمین طولانیتر از خودروهای قدیمی داخلی است
وقتی دلار افزایش پیدا میکند، فقط قیمت خرید بالا نمیرود؛ هزینه حمل، بیمه، ترخیص و سرمایه در گردش نیز افزایش مییابد. همین مسئله باعث میشود رشد قیمت قطعات معمولاً بیشتر از درصد رشد ارز باشد.
ساختار چندلایه توزیع؛ افزایش قیمت بدون افزایش کیفیت
قطعه واردشده تا رسیدن به مصرفکننده از چندین لایه عبور میکند:
-
واردکننده
-
عمدهفروش
-
بنکدار منطقهای
-
فروشگاه خرده
-
تعمیرکار
هر لایه برای پوشش هزینههای عملیاتی و ریسک خواب سرمایه، درصدی به قیمت اضافه میکند. بهطور میانگین:
-
حاشیه سود هر لایه بین 8 تا 15 درصد است
-
افزایش تجمعی میتواند به 40 تا 60 درصد برسد
این افزایش الزاماً به معنای کیفیت بالاتر نیست؛ بلکه نتیجه ساختار توزیع است. هرچه فاصله از واردکننده بیشتر شود، احتمال اختلاف قیمت و حتی ابهام در منشأ قطعه نیز بیشتر میشود.
چرا کمبود قطعه در MVM تکرارشونده است؟
در دورههای جهش ارزی یا ابهام در سیاستهای تجاری، واردکننده برای جلوگیری از زیان احتمالی، حجم سفارش را کاهش میدهد یا عرضه را مدیریت میکند. نتیجه این رفتار در بازار به شکلهای زیر دیده میشود:
-
کمبود مقطعی قطعات مصرفی
-
افزایش ناگهانی قیمت برخی اقلام
-
ورود قطعات جایگزین با کیفیت متغیر
در چنین شرایطی، بازار به سمت Aftermarket حرکت میکند؛ زیرا سرعت تأمین آن بالاتر است. اما این سرعت همیشه با ثبات کیفی همراه نیست.
رفتار قیمتمحور خریداران؛ تشدیدکننده بحران
یکی از مهمترین چالشهای بازار لوازم یدکی MVM، تمرکز شدید خریداران بر کمترین قیمت است. این رویکرد در ظاهر منطقی به نظر میرسد، اما در عمل چند پیامد دارد:
-
افزایش تقاضا برای قطعات ارزانتر
-
تشویق شبکه توزیع به تأمین باکیفیت پایینتر
-
بالا رفتن نرخ دوبارهکاری و هزینه تعمیرات بعدی
در بسیاری از موارد، اختلاف قیمت اولیه بین قطعه باکیفیت و نمونه ارزانتر، کمتر از هزینهای است که در صورت خرابی مجدد پرداخت میشود.
نقش تأمینکننده تخصصی در بازار MVM
در بازاری با چنین پیچیدگی، تمرکز تخصصی اهمیت بالایی دارد. فروشگاهی که ساختار تأمین مشخص، واردات مستقیم یا دسترسی کوتاه به واردکننده داشته باشد، میتواند هم ثبات قیمت بیشتری ارائه دهد و هم سطح کیفی شفافتری عرضه کند.
فروشگاههایی مانند چاینا استور که تمرکز تخصصی بر خودروهای چینی دارند، تلاش کردهاند با کوتاهکردن زنجیره تأمین و حفظ موجودی پایدار، بخشی از نوسان بازار را کنترل کنند. این تمرکز تخصصی، در شرایط کمبود مقطعی یا جهش ارزی، مزیت رقابتی محسوب میشود؛ زیرا وابستگی به واسطههای متعدد را کاهش میدهد.
تأمین تخصصی قطعات MVM در چاینا استور
تفاوت سطح کیفی قطعات در بازار MVM
در بازار MVM نیز مانند سایر برندهای چینی، سه سطح کیفی عمده وجود دارد:
-
قطعه اصلی (Genuine)
-
قطعه OEM
-
قطعه Aftermarket
تفاوت قیمت بین این سطوح میتواند به 20 تا 40 درصد برسد. اما تفاوت در دوام و عملکرد گاهی بسیار بیشتر از این عدد است. مشکل از جایی آغاز میشود که این سطوح بهدرستی تفکیک نمیشوند و خریدار تصور میکند صرفاً با اختلاف قیمت جزئی مواجه است، نه اختلاف کیفیت.
پیشبینی 6 ماه آینده بازار قطعات MVM
با توجه به شرایط اقتصادی فعلی و حساسیت بالا به نرخ ارز، میتوان سناریوهای زیر را محتمل دانست:
-
افزایش تدریجی قیمت قطعات وارداتی
-
کمبود مقطعی در برخی مدلهای کمتیراژ
-
رشد سهم قطعات جایگزین
-
افزایش فاصله قیمتی بین قطعات اصلی و متفرقه
بازار به سمت ثبات کامل حرکت نمیکند، مگر آنکه سیاستهای وارداتی شفافتر و پایدارتر شود.
جمعبندی استراتژیک
بازار لوازم یدکی MVM بازاری پرتقاضا اما ساختاراً ناپایدار است. وابستگی وارداتی بالا، ساختار چندلایه توزیع، نوسان ارز و رفتار قیمتمحور خریداران، چهار عامل اصلی بیثباتی آن محسوب میشوند. در چنین فضایی، انتخاب تأمینکنندهای که زنجیره واردات شفاف، موجودی پایدار و تمرکز تخصصی بر خودروهای چینی داشته باشد، میتواند ریسک خرید را بهطور محسوسی کاهش دهد.
در نهایت، آنچه بازار را به سمت تعادل میبرد، افزایش آگاهی خریداران و کوتاهتر شدن فاصله بین واردکننده و مصرفکننده نهایی است.